تبليغاتX
باران ببار...

باران ببار...

فرهنگي ادبي اجتماعي


در پس قله های پر شکوه کوهستان و در جوشش چشمه های جاری در دشت ، باور آفتابی مردمی آسمانی نظر ، چون شبنم سپیده دمان پاک و بی آلایش است . مردان و زنان آبادی در کنار کار و تلاش همچون ایلیاتیان خیمه برافراشته در دامان طبیعت ، خدا خواه وخدا خوان هستند ؛ جعفرقلی زنگلی ، عارف شوریده ی کرمانج که خراسان عزیز سجده گاه نیایش های پاک او بوده است یکی از این خوبان قبیله ی خدا خوانان است که با بی ریایی ارادتش را به حضرت رسول (ص) و ائمه ی اطهار (ع) بیان کرده است .
در این میان ارادت جعفرقلی به حضرت رضا (ع) تماشایی است ، امام رضا (ع) عزیز دل دردمند جعفرقلی است ، جعفر قلی به 3 زبان کردی ، ترکی و فارسی ارادتش را به حضرت رضا (ع) نشان داده است . بیش از 60 بیت از دیوانش در مدح وصف و حاجت خواهی از آن امام غریب است .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 7:18  توسط اسماعيل حسين پور  | 



اتحادیۀ مجمع عمومی رادیو تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه (ای بی یو) که دارای 44 سال سابقه و 200 عضو از 58 کشور است که بیش از 3 میلیون نفر از جمعیت جهان را تحت پوشش برنامه هایش دارد .
در پایان چهل و ششمین اجلاس مجمع عمومی 2009 این اتحادیه در «اولان باتور» مغولستان دو فیلم ایرانی به نام «چمچه خاتون» به تهیه کنندگی خسرو رسولی ، تولید صدا و سیمای زنجان و «مرگان» به تهیه کنندگی جعفر نور محمدی ، تولید صدا و سیمای خراسان شمالی حائز رتبۀ نخست شدند که چمچه خاتون به زبان ترکی و مرگان به زبان کردی ساخته شده است .
مرگان روایت پسری 13 ساله است که دارای مهارت خاصی در تقلید صدای پرندگان است  شکارچیان روستایی از استعداد او برای به دام انداختن کبک استفاده می کنند . تلاش های خانم معلم روستا عاقبت مرگان را به کلاس درس می کشاند .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 11:55  توسط اسماعيل حسين پور  | 

سالهاست آفتابی در بلندای باور مردم خراسان تابیدن گرفته است،آفتاب پرفروغ«سوز»و«ساز» مردی همزاد چشمه ساران که «جعفرقلی» نام است.جعفر قلی شاعربشکوه در بین کردهای خراسان است که اورا می شود در سینه ی کهنسالان وجوانان این دیار یافت.اوکه شوریدگی رابا ساز وشعربه اوج رسانده است وشکوه شب های هزار مسجد نامیرا راز دار نیایش های این عارف رسته از هرچه دام است.

جعفرقلی کیست؟

جعفرقلی فرزند ملارضا قلی گوگانی است.تیره ای از ایل بزرگ «زنگلانلو» که «گوگان» امروز در 35 کیلومتری شرق قوچان سکونت گاه این ایل است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 7:58  توسط اسماعيل حسين پور  | 

در ترانه های سه مصراعی کردهای خراسان که سه خشتی اش می خوانند , شکوه نام مردی به سان گلی بی خزان بر لب بخشی ها و تک تار دوتارشان , در مویه های مادران , در میان نی لبک چوپانها وشب های پرراز کوهستان به شکوفه نشسته است. مردی که روح نا آرام نه یک ایل , که یک قوم غریب است و نامش , یادآور غیرت و دادخواهی است .

گل محمد, خان کلمیشی که هنوز در دل پر اندوه کردها « خان جان» است از ایلیاتیان دل به توفان سپرده ای است که ستم حکومتیان به یک زن بی پناه را تاب نیاورده و ستیغ کوه را بر تحمل خفت , ترجیح داد و به دادخواهی پناه آورندگان, به جنگ بی شرمان یورش آورده به مردم , رفت و با قتل مامور  بی شرم , این ظلم را بی پاسخ نگذاشت .

گل محمد کلمیشی در سال 1323 خورشیدی به همراه جمعی از اطرافیانش توسط قشون پهلوی در راه دفاع از ناموس و عزت و غیرت کشته شد و پیکر او و همراهان سربلندش که مرگ سرخ را بر سیاهی ستم برگزیدند در کنار ژاندامری سبزوار به خاک سپرده شد . هر چند او بیش از 65 سال است غریبانه رفته است , ولی هنوز کوه های کلیدر و پهندشت دل کردها , رازدار دلیری این فرزند صادق کوهستانند.

او نه تنها در بین کردها عزیز است , بلکه سبزواری ها و نیشابوری ها هم مرثیه خوان او شده اند و حتی شوریده ای 91 ساله چون حاج فرج ا... امینی کاشمری هم حدیث جوانمردی او را در ترانه هایش فریاد می کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 14:41  توسط اسماعيل حسين پور  | 

شاعر پرآوازه ی این دیاراستاد"علیرضا سپاهی لائین "دراین عصر دلتنگی هاوغربت فرهنگ با اشعار زیبای خودتوانسته است روح تشنگان شعر واندیشه راسیراب کند.

هنوزبرنامه ی پرطرفدار"صداکن مرا صدای توخوب است"که به نویسندگی آقای سپاهی از صدای خراسان پخش می شددرذهن هاماندگارو فراموش ناشدنی است.

آقای سپاهی باخلق مضامین زیبایی در شعرهایش که به زندگی ودرد مردم پرداخته انسان رابه تحسین وا می دارد که چگونه فردی با تحصیل در رشته ی زبان فرانسه این گونه در عرصه ی شعر ومضامین بکرخوش درخشیده است وچاپ چند جلد کتاب در حوزه ی شعر وادب ونویسندگی انبوه برنامه های رادیویی وتلویزیونی ونشریات اورادرسالیان اخیربلند آوازه تر نموده است که مایه ی مباهات همه ی دوستان است.

 اخیرا مجموعه ی اشعاراستاد علیرضا سپاهی لائین به نام"ما به روایت من" توسط انتشارات "تکا"روانه ی بازار شده است که باید به خاطر همت بلند این عزیز به اوتبریک گفت وقدردان وسپاسگزار او بودکه به قول دکتر شریعتی در این زمانه ی عسرت وحسرت چنین اثر زیبایی را آفریده است.

آن چه نباید از نظر دور داشت موضوع ومضمون اشعاری است که  در این مجموعه بر درخشندگی آن افزوده است وعلیرضای عزیز ثابت کرده است که هم نفس صادق و همره وهمراه مردمی است که آوای بلند اندوه شان درهرکوی وبام طنین انداز است.

دوباره این شور آفرینی در عرصه ی اندیشه وخردورزی رابه آقای سپاهی وهمه ی آنان که خوب می دانند قلم چه حرمتی دارد شادباش می گویم.

تابادچنین بادا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 17:1  توسط اسماعيل حسين پور  | 

شیرکو بی کس از پر آوازه ترین شاعران نوسراست. او باخلق واژه ها ومضامین جدیدروحی تازه در کالبدمردم کردستان دمیده است.

شیرکوبی کس فرزند شاعر نامدارکرد"فائق بی کس" است.متولد12اردیبهشت1319خورشیدی در سلیمانیه عراق.

از سخنان اوست:

آن چه که شعر کرد رااز شعر دیگر ملل جهان جدا می کند همان دردها وناکامی هایی است که ملت کردبا آن دست به گریبانند.یاس وامید،افتادن وبرخاستن،تاریکی وروشنی و...امروزه در برگیرنده ی شعر کرد است.

به طور اجمالی موضوع اشعارش را در سه واژه ی طبیعت،خاک وآزادی خلاصه می کند.

درزیردوشعر ازاین شاعر آزادی خواه آورده می شود:

در جلوچشمان آسمان

ابر را

درجلوچشمان ابر

بادرا

در جلو چشمان باد

باران را

در جلو چشمان باران

خاک را دزدیدند

ودر خاک نیز

چشمانی راپنهان کردند

که دزد ها را

دیده بودند

 *******

در میهن من

روزنامه به هنگام تولدلال است

رادیو به هنگام تولد کراست

تلویزیون به هنگام تولدکور است

وآنان که بخواهنداینان هم سالم زاده شوند

لال شان می کنند ومی کشند

کرشان می کنند ومی کشند

کورشان می کنند ومی کشند

در میهن من!آه!میهن من!                          
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 1:6  توسط اسماعيل حسين پور  | 

ازدکتر محمد مصدق پرسیده اند چه عاملی باعث شد نفت راملی کنی؟گفته است:"سخن مادرم که می گفت:پسرم ارزش هر فرد به اندازه ی رنجهایی است که برای ملتش می کشد"این جمله باعث شد که دکتر محمد مصدق به همت جمعی از هم اندیشان نستوه خود از جمله شادروان غلامحسین رحیمیان نماینده قوچان وشیروان درمجلس شورای ملی نفت راملی اعلام کنند.

اگر این باور روشن در وجود همه ی دوستداران ایران عزیز باشد قطعا ما وضعی بهتر از امروز داشتیم وکشور ما می توانست گام های ترقی بالاتر و والاتری رابردارد.

در سرود ملی سنگاپورآمده است:

بگذار سنگاپور پیشرفت کند

بیایید،ملت سنگاپور

همگام بایکدیگربه سوی خوشبختی گام برداریم

آرمان شرافتمندانه ی ما

موفقیت سنگاپور است

بیایید،با روحیه ای جدید متحدشویم

بیایید اعلام کنیم:

به پیش سنگاپور،به پیش سنگاپور

در این سرود ملی، مردم سنگاپور امید وحرکت وهمگرایی رابا تمام وجود فریاد می کشند.آنچه نباید از نظر دور داشت تلاش برای آبادانی یک کشور وشهر درگروتلاش،یکدلی، وحدت وهم اندیشی مردم آن دیار است.

آن چه در کشور ما روح آزار است این است که عده ای مملکت رابی مردمش آباد می خواهند،بی نظرمردم ونخبگانش،آنقدرخودی وغیر خودی کرده اند که هیچ کس جزعده ای در این دایره ی بسته جای نمی گیردودر این شرایط باید انتظار معجزه نداشته باشیم.

راه ترقی وپیشرفت کشور این است که همه با هم باشیم،حرمت نهادن به مردم،حفظ کرامت انسان ها وایمان به این کلام تابناک که:الخلق کلهم عیال الله"می تواندکشور بزرگ وکهنسال ما راسربلندتر از امروز نماید وبه تبع آن شهرمان نیز ساقه های سبز وزرین آبادانی وپیشرفت رانظاره گرباشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 23:6  توسط اسماعيل حسين پور  | 

شهریار از شاعران پر آوازه ی ایران عزیز است که با اشعار دلنشین خود ذهن وزبان مردم راتسخیر کرده است.

یکی از شعرهای پرمغز اومناظره منبر وداراست که در مقدمه ی کتاب "فرهنگ مهاجم فرهنگ مولد" نوشته ی جلال رفیع آمده است.منبر می تواندکلاس درس،صداوسیما ،نشریات وجامعه ی آرام گرفته ی مادر برابرتباهی ها باشد که به صورت نمادین در شعر زیبای شهریارنمود یافته است.

بی شک بسیاری از ناهنجاری های امروز به منش وبینش ما باز می گردد.

درزیر شعر شهریار آورده می شود:

منبر از پشت شيشه مسجد                  چشمش افتاد و ديد چوبه دار

عصبي گشت و غيضي و غضبي          بانگ زد كه اي خيانتكار

توهم از دودمان ما بودي                       سخت وحشي شدي و وحشتبار

ما سر و كارمان به صلح و صلاح           تو به جرم و جنايتـت سرو كار

نرده كعبه حرمتش كم بود                  كه شدي دار شحنه، شرم بدار

دار بعد از سلام و عرض و ادب             وز گناه ناكرده استغفار

گفت ما نيز خادم شرعيم                   صورت اخيار گير يا اشرار

هركجا پند و بند در ماند                     نوبت دار مي رسد ناچار

منبري را که گيرو دارش نيست         همه از دور و بر كنند فرار

ليك منبر فرو نمي­آمد                       باز بر مركب ستيزه سوار

دارهم عاقبت ز جا در رفت              رو به در تا كه بشنود ديوار

گفت اگر منبر تو منبر بود                 كار مردم نمي كشيد به دار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 0:18  توسط اسماعيل حسين پور  |